<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Enrichment</ArticleTitle>
<VernacularTitle>غناء</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66214</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>موسوی بجنوردی</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه و مدیر گروههای حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی‌(تربیت معلم).</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;مقالة حاضر، تلاشی است جهت بررسی مسألة غناء در فقه اسلام و اینکه آیا بر هر صوت موزون و زیبا، غناء اطلاق می‏شود یا خیر؟  &lt;/em&gt;
&lt;em&gt;نگارنده، برای بررسی تفصیلی، در ابتدا به معنای لغوی و اصطلاحی غناء می‏پردازد و در ادامه غنای محلَّل و غنای محرَّم و ویژگیهای غنای محرَّم را برمی‏شمرد و ضمن بررسی روایات متعارض در این زمینه، به بیان نظر محقق سبزواری در خصوص جمع روایات در این باب می‏پردازد.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt;نویسنده در پایان نتیجه می‏گیرد که به طور مطلق نه می‏توان قائل به جواز شد و نه قائل به حرمت، بلکه باید در این زمینه قائل به تفصیل گردید.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غناء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غنای محلَّل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غنای محرَّم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66214_60780d57ff20a3a8d66bbcb1eed97cee.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Family planning or generations
(second part)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تنظیم خانواده یا تحدید نسل (قسمت دوم)</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>56</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66215</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید حسن</FirstName>
					<LastName>خمینی</LastName>
<Affiliation>. تولیت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و رئیس هیأت امنای پژوهشکدة امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;مقالة‌ حاضر درصدد تحقیق‌ تحدید نسل‌ است‌ که‌ از ناحیه‌ عقیم‌سازی‌ بررسی‌ شده‌ است‌ و با بیان‌ تعقیم‌ دائمی‌ حکم‌ عقیم‌سازی‌ موقت‌ نیز مورد مداقه‌ قرار می‌گیرد. در این‌ راستا، نگارنده‌ با بیان‌ ادلة‌ حرمت‌ عقیم‌سازی‌ به‌ ایضاح‌ ادله‌ می‌پردازد. بدین‌ ترتیب‌ که‌ ابتدا ادلة‌ هشتگانة‌ کسانی‌ که‌ عقیم‌سازی‌ را مصداق‌ اضرار به‌ نفس‌ می‌دانند، برشمرد و در پایان‌ ادله‌ نگارنده‌ بیان‌ می‌دارد که‌ مطلق‌ مصادیق‌ عقیم‌سازی‌، اضرار به‌ نفس‌ محسوب‌ نمی‌شود زیرا عرف‌ و عادت‌ در صورتی‌ عمل‌ بخصوصی‌ را ضرری‌ می‌داند که‌ مصلحت‌ اهمی‌ در بین‌ نباشد و حال‌ اینکه‌ عقیم‌سازی‌ دارای‌ منافعی‌ است‌ که‌ نقصان‌ حاصل‌ از عُقم‌ را جبران‌ می‌کند و از دیدگاه‌ عقلا با وجود منافع‌، اضرار به‌ حساب‌ نمی‌آید.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt; سپس‌ به‌ بیان‌ ادلة‌ کسانی‌ که‌ حرمت‌ عقیم‌سازی‌ را نوعی‌ تصرف‌ در خلقت‌ الهی‌ می‌دانند، می‌پردازد و ایراداتی‌ را به‌ قائلین‌ به‌ این‌ ادله‌ وارد می‌کند و همچنین‌ به‌ کسانی‌ که‌ قائلند اجماع‌ مسلمین‌ قائم‌ است‌ بر حرمت‌ ناقص‌ نمودن‌ عضو که‌ عقیم‌سازی‌ از مصادیق‌ اظهر آن‌ است‌ و اینکه‌ چنین‌ اجماعی‌ در بین‌ نمی‌باشد و نتیجه‌ می‌گیرد که‌ ادلة‌ هر سه‌ گروه‌ کافی‌ و وافی‌ بر حرمت‌ نیست‌.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt;لازم به ذکر است که قسمت اول این مبحث در شمارة قبل (15 و 16) به چاپ رسیده است.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنظیم خانواده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحدید نسل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقیم‏سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اضرار به نفس</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66215_6fcc4d0d4414a72696642e7a8f9bee55.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Philosophy, inspirational reason</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فلسفه، عقل الهام یافته</VernacularTitle>
			<FirstPage>57</FirstPage>
			<LastPage>96</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66247</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عطیه</FirstName>
					<LastName>زندیه</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;هدف نویسنده در مقدمة کتاب &lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;فلسفه بر سر تقاطع&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt;روشن کردن موضع خود در پاسخ به این پرسش است که آیا خدمات فلسفه به تفکر  به پایان رسیده و تنها وظیفة باقی مانده ایضاح مطالب قبل است یا وظایف دیگری هم بر عهدة فلسفه است. وی بحث خود را با تعریف فلسفه آغاز می‏کند.مراد او از  فلسفه «تفسیر تجربة باستانی» است این تجربه باستانی است چون انسانهای اولیه هم به نحوی به آن اعتقاد داشتند. تجربة باستانی اجزایی دارد که پسوخه و ثومُس نام دارند و اجزای عقل بشر به مفهوم عام هستند.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt;پسوخه، خود واقعی انسان است که دائمی،  فناناپذیر، سرچشمة الهام و جنبه منفعل و پذیرای عقل است. ثومُس خود متغیر و فناپذیر است که کارکرد فعال و جنبة استدلالی عقل است. خودی که تجربه می‏کند، می‏خوابد، بدن را تدبیر می‏کند و‏&lt;/em&gt;…&lt;em&gt;  نسبت میان پسوخه و ثومُس همچون نسبت میان الهام و تفکر استدلالی است. وظیفة فلسفه به کارگیری و تلفیق این دو جزء است، نه صرفاً توجه به یکی از آنها. بنابراین، «فلسفه، عقل الهام یافته» است.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt;وی خاطر نشان می‏کند عامل پیوند فلسفة افلاطون با فلسفة جدید، و آنچه باعث شده فلسفة غرب حاشیه‏ای بر فلسفة افلاطون باشد، همین دو جزء عقل در فلسفة اوست. در فلسفة افلاطون، با استفاده از دیالکتیک، از طریق تفکر استدلالی، رؤیت مثال خیرونیل به فضیلت میسر می‏شود. چنین تحلیلی معرفت را به دو قسم معرفت واضح از جهان ومعرفت مبهم از خیر افلاطونی تقسیم می‏کند. در قرون وسطی،  اغلب درصدد بودند به معرفت خیر نایل آیند؛ اما در دورة رنسانس بیشتر به حصول درک واضح از جهان تمایل پیدا کردند. متفکران دوران جدید جنبة استدلالی و ریاضی تفکر افلاطون را مورد توجه قرار دادند و وصول به خیر برای آنان معنای دیگری غیر از فضیلت پیدا کرد. خیر در نظر اینان چیزی جز سلطه و سیطره پیداکردن بر طبیعت نبود. پیشرفتهای علمی قرون اخیر ثمرة چنین رویکردی است. در نتیجة توجه به جنبة استدلالی، از اهمیت جنبة شهودی  عقل کاسته شد. در حالی که، بنابر عقیدة مؤلف، فلسفه بر سر تقاطع عقل استدلالی و شهود قرار دارد و نادیده گرفتن جنبة منفعل و شهودی عقل فاجعه‏ای بشری است.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پسوخه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ثومُس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقدیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باستانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66247_7ff929b69227a388e8c48ee604a42bf1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>History and Social Sciences</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاریخ و علوم اجتماعی</VernacularTitle>
			<FirstPage>97</FirstPage>
			<LastPage>122</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66255</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>صادقی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی گروه عرفان اسلامی پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;چه رابطه‏ای بین تاریخ و علوم اجتماعی وجود دارد؟ آیا تاریخ یکی از علوم اجتماعی نیست؟ این نوشتار در تلاش جهت پاسخ گفتن به این مسأله، به ذکر پاره‏ای از تفاوتها و شباهتهای موجود بین تاریخ و علوم اجتماعی می‏پردازد و برجسته‏ترین تمایزهای مذکور را نه بینِ تاریخ و علوم اجتماعی بلکه در درون هر یک از آنها می‏یابد و در پایان با تأکید بر استقلال آنها، شیوه‏های بسیاری که این شاخه‏های دانش می‏توانند به هم یاری رسانند برمی‏شمارد.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تاریخ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم اجتماعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تاریخنگاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‏شناسیِ تاریخی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66255_7c480323029bc52851b061a91341e79a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The fundamentals of the theory of wise and reasonable unification</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مبانی نظریة اتحاد عاقل و معقول</VernacularTitle>
			<FirstPage>123</FirstPage>
			<LastPage>148</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66258</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بیوک</FirstName>
					<LastName>علیزاده</LastName>
<Affiliation>مدیر گروه فلسفه و رئیس دانشکدة الهیات دانشگاه امام صادق(ع).</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;بررسی تاریخی نظریة اتحاد عاقل و معقول نشان می‏دهد که این نظریه در حوزة اندیشة اسلامی، نخست در عرفان مطرح شد و پس از آن ملاصدرا آن را در فلسفه صورتبندی کرد. صدرالمتألهین برای نیل به این هدف، برخی از اصول فلسفة خود را به عنوان مقدمه به کار گرفت و به این ترتیب نه تنها اتحاد عاقل و معقول را با دلایل و براهین فلسفی به اثبات رساند، بلکه این نظریه را با دستگاه فلسفی خود متلائم ساخت. نگارنده در این مقاله مقدمات یاد شده را به عنوان مبانی نظریة اتحاد عاقل و معقول مورد بحث قرار داده است. این مقاله گام دوم در جهت بررسی تحلیلی این نظریه است که در پی انتشار مقالة «نگاهی به پیشینة نظریة اتحاد عاقل و معقول»&lt;/em&gt;&lt;em&gt; (&lt;/em&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;متین&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt; شماره 11 و 12)&lt;/em&gt;&lt;em&gt; به نگارش درآمده است.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مبنا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیشفرض</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عاقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معقول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتحاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابتناء</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66258_c181043d8217dd671ffadaa9e25a9e09.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Studying the Abilities of the Shiite Reformist Dialogue in Iran</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی‌ تواناییهای‌ گفتمان‌ اصلاح‌طلبانة‌ شیعی‌ در ایران‌</VernacularTitle>
			<FirstPage>149</FirstPage>
			<LastPage>192</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66259</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>یحیی‌</FirstName>
					<LastName>فوزی‌</LastName>
<Affiliation>. عضو هیأت علمی گروه اندیشة سیاسی در اسلام پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt; هدف این مقاله تبیین تواناییهای فکری و فقهی شیعی در مواجهه با تحولات و تغییرات اجتماعی می‏باشد که نویسنده با اشاره به دو نگرش مختلف اصولی و اخباری به تشریح ویژگیها و مبانی فقهی فقهای اصولی شیعی می‏پردازد و معتقد است که این فقها با تأکید بر عناصری همچون: جامعیت شریعت، پذیرش صلاحیت عقل و عرف و اجتهاد، پذیرش اصل تبعیت احکام از مصلحت و مفسده، نقش حکومت و احکام حکومتی، نقش زمان و مکان، حوزة فراغ و... از پتانسیل بالایی در خصوص مواجهه با تحولات جدید برخوردارند. این توانایی فکری به خوبی می‏تواند اصلاحات در کشور را مورد حمایت قرار داده و روند عقلانی شدن جامعه را تسریع بخشد.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصلاحات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوسازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصولیون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخباریون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعیت شریعت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مصلحت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احکام شرعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66259_e794d5053529bf73384095da500086ec.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Teda Scacopol and the Islamic Revolution of Iran
(Part I)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نظریه تدا اسکاچپول و انقلاب اسلامی ایران (قسمت اول)</VernacularTitle>
			<FirstPage>193</FirstPage>
			<LastPage>222</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66261</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>کشاورز شکری</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی گروه جامعه‏شناسی انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;سؤال اصلی این مقاله آن است که آیا نظریة اسکاچپول توانایی تبیین انقلاب ایران را دارد. در پاسخ به این سؤال بخش اول این مقاله به طور تفصیلی به طرح نظریة اسکاچپول می‏پردازد و در بخش دوم توانایی تبیین‏گری نظریه اسکاچپول در مورد انقلاب ایران آزمون شده است. برای این کار از متغیرهای اصلی نظریة اسکاچپول استفاده شده است. این متغیرها عبارتند از: وجود ارزش مازاد، نوع نظام کشاورزی، بعد دیوان سالاری، میزان قدرت سیاسی طبقة زمیندار، میزان فشارهای بین‏المللی و توانایی انقلابی دهقانان ایرانی. همان‏گونه که خود اسکاچپول نیز اذعان داشته است نظریة وی بدون جرح و تعدیلهای لازم قابلیت تبیین انقلاب ایران را ندارد. در ادامه جرح و تعدیلهایی را که اسکاچپول در مقاله‏اش به آنها اشاره دارد، مطرح شده و در پایان آرا و نظریات اسکاچپول درباره انقلاب ایران نقد و بررسی شده است.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انقلاب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طبقة دهقان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طبقة زمیندار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوسازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دولت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بحران سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شورش دهقانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساختارهای اجتماعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مازاد برای نوسازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظام کشاورزی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فشارهای بین‏المللی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66261_fc8c8814d1d66641612cae26a8a545a5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهشنامه متین</JournalTitle>
				<Issn>2423-6462</Issn>
				<Volume>4</Volume>
				<Issue>17</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2003</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Religious multiplicity from the perspective of Ibn Arabi</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کثرت‌ دینی‌ از دیدگاه‌ ابن‌ عربی‌</VernacularTitle>
			<FirstPage>223</FirstPage>
			<LastPage>241</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">66263</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید محمود</FirstName>
					<LastName>یوسف ثانی</LastName>
<Affiliation>. عضو هیأت علمی گروه عرفان اسلامی پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2001</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;نویسنده در این نوشتار با اشاره به جایگاه ابن عربی در حیات عقلانی عالم اسلام به غفلت پژوهندگان غربی از این جایگاه می‏پردازد و دلایل آن را ارزیابی می‏کند. سپس به دوتلقی از معارف دینی در اسلام که بر اساس یکی از آنها نگاه به دین نگاهی جزمی و انعطاف‏ناپذیر و دیگری نگاهی با قدرت انعطاف و تساهل بیشتر است پرداخته، موضع عرفان وتصوف دراین مورد را بررسی می‏کند. سپس با اشاره به این معنا که نگاه ابن عربی به مسألة کثرت ادیان نگاهی خاص خود اوست، در عین حال که ازدرون سنّت عرفان اسلامی برخاسته است، به اختصار مبانی هستی شناختی و معرفتشناختی رای او در باب کثرت ادیان مطرح و وقوع این کثرت را در جامعه بشری امری موجه می‏داند، در عین حال که نظریة ابن عربی را در این باب عیناً قابل انطباق بر موضع پلورالیستها نمی‏داند و دلیل آن را نیز پیشفرضهای متفاوت آن دو و مآلاً نتایج مختلف آنها قلمداد می‏کند.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کثرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کثرت دینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسماء الله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رحمت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وراثت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اولیاء الله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشف</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_66263_280b3a73df06a92a56033fe8e7638502.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
