مرتبه احدیت، نقطة عطف عرفان امام خمینی (س) و ابن عربی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز

2 عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز

چکیده

بحث ذات و تجلیات ذاتی حق تعالی از مباحث بنیادین در عرفان نظری است که آرای زیادی از آن متفرع می‌گردد. عرفا اتفاق نظر دارند که مرتبه ذات، غیب مغیبی است که فوق شهود شاهدان و ادراک مدرکان است و بنابر این مجال بحث و تبادل آرا در میان عرفا دربارة کنه ذات منتفی است. در میان مباحث مربوط به تجلیات ذاتی، مرتبه واحدیت، در عرفان نظری امام و ابن عربی و شارح او قیصری اشتراکات زیادی دارند و نقاط افتراق در مقابل اشتراک ناچیز است؛ اما در مورد مرتبه احدیت، وضع برعکس است و نقاط افتراق بر نقاط اشتراک غلبه دارد و اگر این مرتبه را نقطه عطف و منشأ بسیاری از نظرات اختصاصی امام بدانیم، سخن گزافی نگفته‌ایم. امام در مرتبه احدیت، مباحث بدیع و متمایزی را مطرح نموده‌اندکه معمولاً از چشم شارحان و محققان آثار امام مخفی مانده است و انگیزة تدوین این نوشتار مداقه در این ظرایف با استناد به آثارمکتوب ایشان است. تحقیق درباره دیدگاه امام در حوزه مرتبة احدیت و رابطة آن با اقسام وجود، امکان و وجوب، اسمای الهی، اسمای ذاتی، مفاتیح غیب، اسم مستأثر و مظاهرش، علم ذاتی الهی، وجوه پنجگانه قلب و اقسام فتوح سالک در قوس صعود، از اهداف این نوشتار است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

مرتبه احدیت، نقطة عطف عرفان امام خمینی (س) و ابن عربی

 

نفیسه مصطفوی[1]

نیّر زکی[2]

چکیده : بحث ذات و تجلیات ذاتی حق تعالی از مباحث بنیادین در عرفان نظری است که آرای زیادی از آن متفرع می‌گردد. عرفا اتفاق نظر دارند که مرتبه ذات، غیب مغیبی است که فوق شهود شاهدان و ادراک مدرکان است و بنابر این مجال بحث و تبادل آرا در میان عرفا دربارة کنه ذات منتفی است. در میان مباحث مربوط به تجلیات ذاتی، مرتبه واحدیت، در عرفان نظری امام و ابن عربی و شارح او قیصری اشتراکات زیادی دارند و نقاط افتراق در مقابل اشتراک ناچیز است؛ اما در مورد مرتبه احدیت، وضع برعکس است و نقاط افتراق بر نقاط اشتراک غلبه دارد و اگر این مرتبه را نقطه عطف و منشأ بسیاری از نظرات اختصاصی امام بدانیم، سخن گزافی نگفته‌ایم. امام در مرتبه احدیت، مباحث بدیع و متمایزی را مطرح نموده‌اندکه معمولاً از چشم شارحان و محققان آثار امام مخفی مانده است و انگیزة تدوین این نوشتار مداقه در این ظرایف با استناد به آثارمکتوب ایشان است. تحقیق درباره دیدگاه امام در حوزه مرتبة احدیت و رابطة آن با اقسام وجود، امکان و وجوب، اسمای الهی، اسمای ذاتی، مفاتیح غیب، اسم مستأثر و مظاهرش، علم ذاتی الهی، وجوه پنجگانه قلب و اقسام فتوح سالک در قوس صعود، از اهداف این نوشتار است.

کلیدواژه‌ها : احدیت، اسمای ذاتی، اسم مستأثر، وجوه قلب، فتح مطلق.

مقدمه

علوم ذوقی برحسب اختلاف قوا (ابن عربی 1370: 107) و حصه وجودی اهل شهود (حسن زاده 1378: 56) متفاوت می‌شود. درک مرتبه «احدیّت» (تعین اول) بالاترین مرتبة شهود است و اختصاص به خلّص اهل اللَّه دارد و مرتبه «واحدیّت» (تعین ثانی) براى عامّه اهل اللَّه است (امام خمینی 1378: 307). به عبارت دیگر، اگرچه غالب عرفا به شهود اسمای صفاتی در مرتبه واحدیت نائل آمده‌اند؛ اما کمتر عارفی به مرتبه احدیت واصل شده است؛ بنابراین غالب عرفا در باب اسمای ذاتی سکوت اختیار نموده و تنها به سخن کمّلین اکتفا نموده‌اند. در میان شاگردان ابن‌عربی تنها قونوی اذعان به درک تجلیات اسمای ذاتی دارد و در نفحات الهیه، از واقعه‌ای در هفدهم شوال سال 653 هـ .ق خبر داده است که طیّ آن از استادش ابن‌عربی درخواست شهود دائم ابدی تجلیات ذاتی را داشته و ابن عربی پاسخ داده است: مرا اولاد و اصحاب بسیاری بودندکه ایشان را کشتم و زنده گردانیدم (اشاره به فنا و بقا) ولی هیچ یک به این مرتبه نرسیدند (قونوی 1375: 126). این کلام ابن‌عربی اشاره به آن دارد که وصول به مرتبه احدیت، گوهر نایابی است که تنها به خلّصین و کمّلین داده می‌شود؛ با این وصف، امام خمینی در سنین حدود سی سالگی نظرات بدیع و اختصاصی خود را از این مقام با عبارات «عندی»، «ولکنّ التحقیق عند نظری القاصر» ابراز نموده است که نشان از وسعت دایرة ولایی ایشان دارد. امام با وجود احراز مقامات عالی و اختلاف آراء، به مقام شامخ عرفا ارج نهاده و از ابن‌عربی در مکتوبات خود، با عبارات «شیخ کبیر» و «محی الدین» تجلیل و از جناب شاه آبادی با عبارات «استاد ما» و «روحی له الفداء» قدردانی نموده است؛ مع الوصف، احترام به ایشان، مانع از ابراز نظرات مستقل نبوده است.

 

مراتب تجلیات ذاتی

ذات، من حیث هی، منشأ ظهور و تجلّی نیست (امام خمینی 1406: 14؛ 1378: 305) و سنخیتی با خلق ندارد. و این حقیقت غیبی، مرتبط با خلق نیست، متباین به لحاظ حقیقت از آنهاست (امام خمینی 1384: 14) ذات غیبی الهی به دلیل آنکه حتی در تصور هم قابل گنجایش نیست، حضرت امتناع می‌باشد (امام خمینی 1406: 83). پس از مرتبة ذات، سه مقام و مرتبه است که حاصل تجلیات ذاتی حق می‌باشند،این سه مرتبه عبارتند از: مرتبة «أحدیت‌»، مرتبة «فیض أقدس» و مرتبة «واحدیت» (امام خمینی 1378: 306).

در این فرصت، به اولین مرتبة پس از ذات (احدیت) پرداخته می‌شود:

 

1) مرتبه احدیت

مقام احدیت دارای تعابیر مختلفی است که برخی از معروف‌ترین آنها عبارتند از:

تعین اول، جمع الجمع، أحدیت جمع، غیب أحدی، أحدیت ذاتی، مقام عندیت، مقام أو أدنی، مقام تدلّی، مفتاح مفاتیح غیب، عرش ذات، لامقامی، بطن هفتم.

 

1-1) احدیت و اقسام وجود

برخی از عرفا همچون قیصری ذات حق تعالی را وجود لا بشرط مقسمی می‌دانند و اعتبارات و اقسام گوناگون در وجود قائلند (قیصری 1363: 5). در این اعتبارات، احدیت، وجود بشرط لا یا واجب الوجود بالذات است (قیصری 1363 :11). امام در شرح دعای سحر، ذات غیبی را بسان قیصری و سایر بزرگان، وجود لابشرط مقسمی و احدیت را وجود بشرط لا معرفی کرده‌اند.[3]

بر همین اساس، استاد آشتیانی می‌نویسدکه در مرتبة احدیت، قوس وجوب و امکان تمایزی ندارد (امام خمینی 1384:  26 مقدمه) .

در تعلیقات برفصوص الحکم و مصباح الانس که حدود هشت سال بعد از شرح دعای سحر نگاشته شد، امام تصریح کردند که وجود مختص ذات حق است (امام خمینی 1406: 25) و وجود، مقسم نیست و اعتبارات و اقسام در ماهیات است (امام خمینی 1406: 14-13)، از این رو منطقی است که ذات حق، وجود لابشرط مقسمی هم نباشد؛ زیرا مقسم بودن وجود به معنای قبول اقسام مختلف وجود است که با وحدت شخصی وجود، ناسازگار است.

وجود لابشرط مقسمی، وجودی است که انواع مراتب در آن لحاظ می‌شود و مقسمی است که اقسام وجود بر آن مترتب و اعتبار می‌شود؛ ولی ذات حق تعالی، دارای وحدت حقّه حقیقی است که از هرگونه لحاظ و اعتباری، حتی مقسم بودن مبّراست و اقسام اعتبارات، مانند بشرط لا و بشرط شیء،  مربوط به مراتب ظهورات وجود است و نه مراتب اصل وجود.

بعلاوه ذات الهی، نسبت به تعینّات و تقیدات، لابشرط نیست؛ بلکه نافیِ تمام تعینات و تقیدات (حتی قید اطلاق) است (امام خمینی 1406: 279) . و بدین جهت، ذات حق تعالی وجود مطلق است.

وجود مطلق، دو قسم دارد: یکی وجود با قید اطلاق یا وجود بشرط لا و دوم وجود مطلق و رها از هر قیدی، حتی قید اطلاق.

ذات حق، وجود مطلق به معنای دوم است؛ یعنی مصداق وجودِ مطلقِ از قید اطلاق و تعیّن است (امام خمینی 1406: 266). ایشان در تعلیقه تأکید کردند که وجود مطلق را نباید با مطلق وجود که مفهوم عام است، خلط کرد (امام خمینی 1406: 265-264) .

ذات حق تعالی مانند خورشیدی است که ثانوی ندارد و هرچه غیر اوست یا ظلمت است یا رشحات و پرتوهای آن است و از این رو، تشکیک در وجود راه ندارد و اطوار مربوط به مظاهر وجود و رشحات آن است که از آنها به ماهیات، هویات وجودی، أکوان، ممکنات، متعینات، مظاهر وجود و امثال آن تعبیر می­شود. تشکیک در مظاهر وجود نزد اهل الله، «تشکیکِ صفاء خلاصة خاصّ الخاصّی» نام دارد (آشتیانی 1370: 191).

وحدت شخصیِ وجود به معنای نفی ماسوا نیست؛ بلکه طبق این نظریه، کینونتِ اشیاء، ربطی و عین فقر است و وجود، بذاته، غنیّ است؛  از این رو کینونت ربطی اشیاء، مصداق وجود نیست، بلکه مصداق مظاهر و رشحات وجود است.

بنابر نظر دوم امام که متقن و سازگار با مبانی عرفانی ایشان بود، وجود حق تمام پهنة هستی را گرفته و جایی برای هیچ یک از اعتباراتِ بشرط‌لا و بشرط شئ نگذاشته؛ بنا بر این نظر، احدیت، مرتبة ظهورِ وجودبشرط لا است و دارای وجوب غیری و مرتبة امکانی است (امام خمینی 1406: 14-13). مرتبة تجلی حق، مرتبة متأخر از ذات است و مرتبة ظهور، عین ربط است و مُهر وجوب غیری و امکان ذاتی بر ناصیه دارد و با وجود واجب فاصله زیادی دارد.[4]

 

2ـ1) احدیت و اسماء و صفات

از نظر قیصری جمیع اسماء و صفات، در مرتبه احدیت، مستهلک‌ هستند؛ به عبارتی او تجلیات وجودیِ نزولیِ در مرتبة احدیت را عاری از هرگونه صفات می‌داند:

فان الوجود فی مرتبة احدیته ینفی التعینات کلها فلا یبقی فیها صفة و لا موصوف و لا اسم ولا مسمی إلا الذات فقط (قیصری 1363: 15؛آشتیانی 1370: 225) .

لازمة این سخن آن است که تجلیات شهودی در قوس صعود برای کمّلینِ بالغ به مرتبه احدیت،  بسان تجلیات وجودی در قوس نزول، عاری از تعینات اسمی و به هویت ذات باشد:

و هذا اعلى ما یمکن لعباد الله فی مراتب الشهود، لان فوق هذه المرتبة شهود الذات المفنیة للعباد عند التجلی الا ان یتجلى من وراء الأستار الاسمائیة (قیصری  1363: 35؛ آشتیانی 1370: 552).

از سوی دیگر قیصری در مرتبة قبل از واحدیت، اسمایی را به نام «مفاتیح غیب» ذکر می‌کندکه مبدأ اسمای مستقر در واحدیتند و در عالم کون مظهری ندارند و این اسماء، تحت حیطه اسم اول و باطن هستند (قیصری 1363 :15 ؛ آشتیانی 1370: 259) .

به عبارت دیگر، قیصری از سویی، مرتبه احدیت را عاری از تمام اسماء و صفات دانسته و از سوی دیگر مرتبه احدیت را که قبل از واحدیت است، مستوای اسمای مفاتیح غیب (مانند اسم اول و باطن) دانسته است و این دو قول، با هم ناسازگار است.

بر اساس نظر امام، حق تعالی در تجلیات وجودی و شهودی، جز در کسوت اسمای الهی تجلی نمی‌نماید و تجلی به هویت ذات، چنانچه قیصری بدان معتقد است، ممکن نیست: «الهویة و الذّات الأحدیّة لایظهر لأحد إلا فی حجاب التعین الإسمی؛ و لایتجلّی فی عالم إلا فی نقاب التجلی الصفتی» (امام خمینی 1423: 71).

بنابراین، آنچنان که بسیاری از محققان به امام نسبت می‌دهند (اسدی 1382 ج 1: 16؛ رحیمیان 1382 ج 1: 215)،  مرتبة احدیت، عاری از هرگونه کثرت اسمایی نیست؛ بلکه مستوای اسمای ذاتی است که در کسوت تعین صفات ذاتی در «احدیت» یا «جمع الجمع» حادث شده‌اند:

«اسماء و رسوم و صفات از مرتبه احدیت حادث شد» (اردبیلی 1385 ج1: 85).

«یکون مرتبة الاحدیّة هی مرتبة الذات مع تعینّها بالأسماء الذّاتیّة» (امام خمینی 1406: 176) .

مقام احدیت، حاصل ظهور و عرضه داشتن کمالات ذاتی حق، برای خود، به نحو حدیث نفس است که از آن به ظهور ذات للذات به نحو اجمالی تعبیر می‌شود و اولین تعینات آن، صفات ذاتی در این مرتبه است:

«اوّل التعیّنات هو التّعیّن بالأسماء الذّاتیّة فی الحضرة الاحدیّة الغیبیّة‌« (امام خمینی 1406: 30) .

 

1-2-1) اسمای ذاتی و ویژگی های آن

تا اینجا بیان شدکه از نظر امام، اسمای ذاتی، مربوط به مرتبه احدیت است؛ اما اسمای ذاتی چه مشخصاتی دارند؟

از میان مکتوبات امام می‌توان برخی از ویژگی‌های اسمای ذاتی را جستجو نمود که مهم‌ترین آنها بدین قرار است:

1. اسمای ذاتی، اولین اسمایی است که حق متعال با آنها تجلّی نموده است از این رو اسمای ذاتی،  نسبت به سایر اسماء، به افق وحدت و بطون نزدیک‌ترین است.

«و «العلّی» از اسماء ذاتیّه است. و به حسب روایت کافی، اول اسمی است که حق برای خود اتخاذ فرموده؛ یعنی اول تجلّی ذات برای خود است» (امام خمینی  1378: 360) .

2. اسمای ذاتی، اسمای اطلاقی و محیط است و اطلاق آن ضد تقید نیست و باطن آن مقابل ظاهر نیست.

و أما مقام الأحدیّة فلیس فیه إلّا اعتبار الأسماء الذّاتیّة الّتی لیس الإطلاق المضادّ للتّقیید و الباطن المقابل للظاهر منها(امام خمینی 1406 :302) .

3 . اسمای ذاتی، مبدأ اسمای صفاتی است. استاد آشتیانی، تعین اول را مرتبة تحقق معانی اسماء و صفات می‌دانند (امام خمینی 1384: 26 مقدمه) . در حالی که امام، احدیت را مرتبة اسمای ذاتی، مبادیاسمای صفاتی می‌دانند:

فأوّل التّعینّات هو التّعیّن بالأسماء الذّاتیّة فی الحضرة الأحدیّة الغیبیّة و بهذا یمتاز الحضرة الأحدیّة عن الحضرات الأخر ثم بهذا التّعیّن صارت مبدءللتّجلّی الاسمائی(امام خمینی 1406 :30) .

2-2-1) اسم مستأثر

اگرچه اسمای ذاتی احاطة اطلاقی دارند؛ اما در میان آنها تقدم و تأخر در ظهور هست و هرچند

اسم ذاتی،  به لحاظ ظهور تقدم داشته باشد، از احاطه وکلیت بیشتری نسبت به سایر اسمای ذاتی برخوردار است. در میان اسمای ذاتی، اسم مستأثر، اقدم اسمای ذاتی و محیط ترین آنهاست.

اما اسم مستأثر چگونه اسمی است؟

لفظ مستأثر، از فعل، «استأثر» است که ریشة آن «آثَرَ» می‌باشد، آثر به معنای «برتر دانستن» (قیم 1388) و «ترجیح دادن» کسی یا چیز دیگر است؛ بنابراین مستأثر، یعنی «آنکه چیزی را به خود تخصیص داده» (قیم 1388). لفظ مستأثر، از احادیثی برگرفته شده است (کلینی 1388 ج 1: 230) که محتوای آن، حاکی از آن است که اسم اعظم، اسمی است با هفتاد و سه حرف که یک حرف آن اختصاص به علم غیبی حضرت حق دارد و همان اسم مستأثراست (امام خمینی 1423: 76) .

اسم مستأثر در میان اسمای ذاتی،  اولین اسمی است که حق تعالی، با آن اولین تجلی غیبی احدی را که در آن تمایز اسمای صفاتی مستهلک است افاضه نمود (امام خمینی 1406: 14) . به عبارت ساده‌تر، تجلی غیبی أحدی، حدّ فاصل میان ذات غیبی و مرتبة احدیت (تعین اول) است که تعین آن اسم مستأثر می‌باشد؛ از این رو اسم مستأثر، در میان اسمای ذاتی، نزدیک ترین اسم به ذات حق تعالی است.

به دلیل تقدم و تأخر در تجلیات اسمای ذاتی، مرتبة قابل برای این تجلیات (متجلی له) یا همان احدیت، مراتب اعلی و ادنی دارد و اعلی مرتبة احدیت،  مربوط به نزول تجلی با اسم مستأثراست.

«والاسم المستأثر راجع الی غیب الهویة و أعلی مقام الأحدیة» (امام خمینی 1406: 305) .

 

الف) اسم مستأثر مرتبة غیبی اسم اعظم

مرتبه غیبی، مربوط به مرتبة اسم اعظم در مقام أحدیت، جمع الجمع یا همان تعین اول است. حضرت اسم اعظم در تمام مراتب، ظهور دارد و ظهور اسم اعظم در مقام أحدیت، اسم مستأثر نام دارد (امام خمینی 1423: 76) .

همان طورکه اسم الله اعظم در واحدیت، حاکم و محیط بر اسمای صفاتی در واحدیت است، اسم مستأثر، اولین و محیط‌ترین اسم در میان سایر اسمای ذاتی مستقر در مقام أحدیت و حاکم برآنهاست. تقدم ظهوری آن برسایر اسمای ذاتی بدان جهت است که اولین تجلّی غیبی أحدی با تعین اسم مستأثر صورت پذیرفته است (امام خمینی 1406: 14) .

 

ب) اسم مستأثر و مظاهر

قیصری و شیخ فناری، اسم مستأثر را اسمی می‌دانندکه اثرش متعین نیست و از این رو مظهری در تعینات ندارد (فناری 1374: 47 -46؛ قیصری 1363: 19) .

امام معتقدند که تمام اسماء در تعینات مظهر دارند و اسم بدون مظهر وجود ندارد (امام خمینی 1406: 27-26)؛ اما مظهر اسم مستأثر، نهان است (امام خمینی 1406: 218) .

 

ج) علم به اسم مستأثر

آیا این اسم از انسان‌ها پوشیده شده است یا اینکه افرادی از آن آگاهی دارند؟ برای این سؤال، پاسخ‌های متفاوتی داده شده است، برای مثال قیصری (قیصری 1363: 62) ، به تبع ابن عربی، اسم مستأثر را خارج از خلق و نسبت می‌داند و اثری برای آن قائل نیست با این وصف، منطقی است که عالِم بر اسم مستأثر را تنها ذات غیبی بدانند. «و أما الأسماء الخارجة عن الخلق و النسب فلا یعلمها إلا هو لأنّه لا تعلق لها بالأکوان‏» (ابن عربی  بی تا ج 2: 69) .

امام، علم به اسم مستأثر را مختص علم غیبی حق می‌داند (امام خمینی 1423: 76). و این علم غیبی، مختص حضرت خاتم  است و تنها رسول خاتم(ص) از اسم مستأثر آگاهند:

«بر اسم مستأثر کسی جز ذات مقدس رسول ختمی صلّی الله علیه و آله اطلاع پیدا نکند» (امام خمینی 1378: 337) . تجلی غیبی احدی، با تعین اسم مستأثر افاضه می‌گردد (امام خمینی 1406: 14)؛ بنابراین اسم مستأثر، نقطه وصال ذات غیبی و بالاترین مرتبه احدیت است (امام خمینی 1406: 305) .

حضرت ختمی مرتبت،  بالغ به اعلی مقام احدیت و اعلی نقطه وصال به محبوب است:

«بنابراین، شاید «لیلة القدر» براى آن صاحب «قدر» شده است که شب وصال نبىّ ختمى و لیلة وصول عاشق حقیقى به محبوب خود است» (امام خمینی 1378: 326) .

به عبارت دیگر، تجلی غیبی احدی، مصداق نورمحمدی است که با تعین اسم مستأثر بر قلب تقی نقی محمدی و بنیه احمدی ــ که به آن «لیلة القدر» نیز اطلاق می‌شود ــ نازل می‌شود و این اسم نزدیک‌ترین اسم به افق وحدت غیبی است و از این رو اسم مستأثر، مختص ظهور اول است و تنها رسول اکرم(ص) بر این اسم آگاه است:

از برای حق تعالی هزار [و] یک اسم است، و یک اسم «مستأثر» در علم غیب است، از این جهت «لیلة القدر» نیز مستأثر است. و لیلة قدرِ بنیة محمدی نیز اسم مستأثر است. از این جهت، بر اسم مستأثر کسی جز ذات مقدّس رسول ختمی صلّی الله علیه و آله اطلاق پیدا نمیکند (امام خمینی 1378: 337) .

بنابراین کسی به لفظ مستأثر دست می‌یابد که حقیقت اسم مستأثر بر قلب او نازل شود و اسم، تعین تجلی است و تجلی، متجلی‌له یا مستوا می‌خواهد؛ از این رو هر اسمی، در مرتبه‌ای از مراتب استوا دارد و مستوای اسم مستأثر، بنیة محمدی و بالاترین مرتبة تعین اول (احدیت) است.

این اسم مختص رسول اکرم(ص) است و حتی بر ائمه معصومین(ع) مخفی است و احادیث صادره از ائمه هدی نیز، مؤید این مطلب است:

و عندنا نحن من الإِسم الاعظم اثنان و سبعون حرفاً؛ و حرف واحد عندالله تعالی استأثر به فی علم الغیب عنده. و لا حول و لا قوة الاّ بالله العلی العظیم (امام خمینی 1423: 76) .

در حدیث فوق، اسم مستأثر، مختص علم غیبی حق تعالی است. اما در قرآن کریم، عالم به غیب مشمول افرادی است که مصداق «إلاّ مَن إرتَضَی» باشند:

عَالمُ الغَیبِ فَلَا یُظهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً. إلّا مَنِ إرتَضَی مِن رَسُولٍ فَإنَّهُ یَسلِکُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَداً (جن:27-26) .

امام خمینی در شرح دعای سحر حدیثی را می‌آورند که طبق مضمون آن، عالم به غیب و مشمول آیة «إلّا مَنِ إرتَضَی»، رسول اکرم(ص) است که آگاه به اسم مستأثر است و اسم اعظم به تمامه بر ایشان تجلی نموده است (امام خمینی 1423: 77) .

به لحاظ تقدم اسم مستأثر بر سایر اسمای ذاتی، مظهر آن نیز متقدم ترین افراد به لحاظ قرب به حضرت حق است. از طرفی امام، رسول خاتم(ص) را در نقطة اوج وصال به قرب می‌داند و پس از ایشان، امام علی(ع) را مقدم بر سایرین می‌داند؛ اما این اسم به کسی اختصاص دارد که در بالاترین درجه قرب است و اوسع قلوب را داردکه همان رسول اعظم(ص) است؛ بنابراین در تجلی با تعین اسم مستأثر، متجلی، هویت غیبی و متجلی له یا مظهر آن، سرّ احمدی است.

د) اسم مستأثر و وجه خاص اشیاء

طریق سرّ، رابطة مستقیم حق تعالی با سرّ وجودی (وجهة خاص) شیء بدون واسطه گری ارواح مجرده و نفوس کلی است (خوارزمی 1379: 372 ) وجه خاص،  وجهة غیبی احدی اشیاء است که از آن به سرّ وجودی تعبیر می‌شود ( امام خمینی 1406: 26) .

وجه خاص هر موجود با کدام مرتبه ارتباط مستقیم و بدون واسطه دارد؟ طرف دیگر ارتباط سرّی کدام مرتبه است: ذات غیب الغیوب یا مرتبه احدیت یا واحدیت؟

قیصری این ارتباط مستقیم را میان عین ثابته اشیاء درحضرت واحدیت با سرّ اشیاء می‌داند (قیصری 1363: 50) و این ارتباط را یکی از سه عامل مقام جمعیت در موجودات بیان می‌دارد (قیصری 1363: 68) .

در عرفان امام، ارتباط مستقیم و غیبی میان اسم مستأثر در مقام احدیت با سرّ و باطن موجودات است.

فإنّ للأحدیـّة الذّاتیّة وجهة خاصّة مع کلّ شئ هو سرّه الوجودی لایعرفها أحد إلا الله کماقال تعالی مَا مِن داّبّةٍ إلاّ هَوَ آخِذٌ بِنَاصِیتِهَا وَ لِکُلّ وَجهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها فالوجهة الغیبیّة لها أثر مستأثر غیبی تدبّر تعرف(امام خمینی 1406: 218) .

اما چرا این ارتباط خاص، میان ذات غیبی و سرّ موجودات نیست؟

ذات غیبی، اسم و رسمی نداشته و معروف و معبود هیچ کسی نیست و نسبتی با متعینات ندارد و از این رو منقطع از اشیاء است (امام خمینی 1384: 14) .

 

3ـ1) احدیت، علم تفصیلی ذاتی حق تعالی

پس از علم در مرتبه ذات غیبی که حاصل علم ذات به ذات است و خارج از صورت و تعین است و علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است وکیفیت وکنه علم حق به ذاتش و ظهوراتش برکسی مکشوف نیست؛  اولین مرتبة علمِ متأخر از ذات حق، مربوط به تجلی ذاتی در مرتبة احدیت است، برخلاف قیصری که مرتبة احدیت را علم ذاتی و اجمالی حق می‌داند (خوارزمی 1379: 24 امام‌خمینی 1384: 49 مقدمه)؛ امام معتقد است که در این مرتبه، حق تعالی، علم ذاتی ِتفصیلی مع الأشیاء دارد، که این علم و حضور، به واسطة ارتباط سرّی اسم مستأثر در مرتبة احدیت است. علمی که ناشی از حضور بی­واسطة اشیاء نزد اسم مستأثر در احدیت است. اشیاء از طریق وجه خاص و سرّ و باطنشان، متصل به اسم مستأثر مستقر در مقام أحدیتند و این حضور باطنی اشیاء در مقام تعیّن اول یا حضرت احدیت، برای همة اشیاء یکسان است و این حضور، ملاک علم ذاتی تفصیلی آن به آن

(مع الاشیاء) است[5].

 

4ـ 1) احدیت مرتبط با وجه پنجم قلب

در عرفان، قلب همان نفس ناطقه در حکمت متعالیه است، به اعتبار مشاهدة معانی جزئی و کلی (قیصری 1363: 270) .

قلب به اعتبار تقلّب آن در مراتب عوالم و وجوه متفاوتش، قلب نام گرفته است (قیصری 1363: 270) .

قلب در عموم انسان‌ها، دارای چهار وجه و برای انسان کامل، دارای پنج وجه است:

وجه اول: سّر وجودی انسان یا وجه خاصّ اوست که ارتباط غیبی و مستأثر با حضرت حق دارد .

وجه دوم: وجهی است که با آن به عالم اعیان ثابته و ارواح و عالم عقول مجرّده و نفوس کلّی متصل می‌شود.

وجه سوم: وجهی است که متصل به عالم مثال مطلق و نفوس جزئی می­گردد.

وجه چهارم: وجهی است که با عالم طبیعت و مادّه در ارتباط است.

وجه پنجم: وجهی است که به مقام احدیت یا أو أدنی متصل می­شود و این مخصوص قلب تقی نقی انسان کامل است که وسعت درک تجلیات اسمای ذاتی را دارد (امام خمینی 1406: 167) .

تجلی ذاتی،  تجلی اسمای ذاتی مستقر در مقام احدیت (أوأدنی) است و برای کسی این اسمای ذاتی، تجلی می‌نماید که مرتبة واحدیت (قاب قوسین) را به طور کامل درک کرده باشد؛ یعنی تمام تجلیات اسمای صفاتی را مشاهده نموده باشد. این مستلزم آن است که اسم الله اعظم در مقام الوهیت (واحدیت) را درک کرده باشد. بنابراین وجه پنجم قلب، مختص انسان‌های کامل و مظاهر اسم اعظم الله و بالغ به مقام احدیت (أوأدنی) است.

 

5ـ 1) احدیت و فتح مطلق

ترتیب تجلیات وجودی، ابتدا اسمای ذاتی و سپس اسمای صفاتی و در نهایت اسمای افعالی است، اینها در قوس نزول و بسط حقایق غیب و شهود است؛ اما در تجلیات شهودی و قوس صعود، ترتیب مشاهدات و تجلیات اسمایی بر قلب عارف، برعکس قوس نزول است:

تقدم ذاتیّه بر صفاتیّه، و آن بر افعالیّه، به حسب ترتیب حقایق وجودیّه است و تجلیّات الهیّه، نه به حسب ترتیب مشاهدات اصحاب مشاهده و تجلیات به قلوب ارباب قلوب (امام خمینی 1381: 38) .

مجموع قوس نزول و صعود هر موجود دایرة وجود او را تشکیل می‌دهد و همان‌طورکه در دایره، ابتدا و انتها یکی است؛ انتهای قوس صعود هر فردی به ابتدای قوس نزولش برمی‌گردد «کَمَا بَدَأکُم تَعُودُونَ‌» (اعراف: 29) و نهایت سلوک هرانسانی به اسم مبدأ اوست (امام خمینی 1427: 56)؛ بنابراین کسانی به درک تجلیات ذاتی در قوس صعود نائل می‌آیندکه در قوس نزول مظهر یکی از اسمای ذاتی باشند.

در عرفان امام، ارتباط درک تجلیات ذاتی با فتوح سه‌گانه کدام است؟

فتح باب تجلیات اسمای فعلی، فتح قریب نام دارد و نهایت آن فنای در تجلیات اسمای فعلی است و مقدمه است برای فتح تجلیات اسمای صفاتی که فتح مبین نام دارد و فتح باب ولایت است. فتح قریب برگرفته ازآیة «وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَریبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنین» (صف:13) است و فتح مبین اشاره به قول خدای تعالی: «إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً * لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ» (فتح: 2-1) . با فتح مطلق، فتح تجلّیات ذاتیة احدیه گردد و ذنب مطلق ذاتی مغفور شود. و این از مقامات خاصة ختمیه است، و اگر برای کسی حاصل شود، بالتبعیه و به شفاعت آن بزرگوار واقع می­شود (امام خمینی الف 1373: 342ـ341) .

در این تجلیات اسمایی، اولیا با یکدیگر متفاوتند و هر چه اسمی که مبدأ آنهاست، وسیع­تر باشد، دایرة ولایت آنها وسیع­تر است و از تجلیات اسمایی بیشتری که در حیطة اسم مبدأ آنهاست برخوردار می­شوند (امام خمینی 1406: 40) .

کسی که به فتح مطلق برسد، ولیّ مطلق است و ولیّ مطلق، کسی است که مظهر حضرت ذات به حسب مقام جمعی و اسم جامع اعظم ربّ اسماء و اعیان است؛ مبدأ اسمی ولیّ مطلق، اسم ذاتی مستقردر مقام احدیت است؛ پس ولایت احمدی احدی جمعی، مظهر اسم أحدی جمعی است (امام خمینی 1406: 40).

ولایت مطلقه،  مقام مشیت کلی است و مخصوص کسی است که اسم جامع اعظم، بر او تجلّی نماید و او مظهر آن اسم باشد و مبدأ اسمی ولی مطلق، اسم ذاتی مستقر در مقام احدیت است. مقام ولایت مطلقه،  اصالتاً متعلق به رسول اکرم(ص) است و برای غیر او به نحو تبعی است.

ولیّ مطلق، مظهر اسم جامع الهی است؛  چنین ولی‌ای، دایرة ولایت را تمام و کمال احراز نموده است و به فنای ذاتی در اسم اعظم و فنای از فنا یا مقام أخفی،  نائل آمده است. از آنجایی که اسم اعظم، محیط بر تمام اسماء است، ولیّ خاص، در تجلیات اسمایی، تمام اسماء را که عدد آنها از شمارش خارج است، در قلب تقی نقی­اش، مشاهده می‌نماید. و آن حدیثی که از حضرت امیرالمؤمنین منقول است که فرمود: «رسول اکرم ــ صلّی الله علیه و آله ــ در وقت رحلت، به من هزار باب از علم مفتوح فرمود که از هر بابی هزار باب مفتوح شد» (ابن بابویه 1362 ج 2: 642) شاید اشاره‌ای به فتح تجلّیات فرقی باشد (امام خمینی ب 1373: 23) .

ولیّ مطلق، از تعینات صفاتی نیز فراتر رفته و از تجلّیات اسمای ذاتی در مقام أحدیت نیز درحیطة اسم ذاتی مبدئش برخوردار می‌گردد که از آن به «فتح مطلق» تعبیر می­شود.

«با «فتح مطلق» فتح تجلّیات ذاتیة احدیه گردد و ذنب مطلق ذاتی مغفور شود» (امام خمینی الف1373: 342).

 

جمع‌بندی

در عرفان امام، مبحث ظهورات و اسماء، از یکدیگر منفک نیستند و لازمةآشنایی با مراتب تجلیات، شناخت اسماست. ملاک تمایز مرتبة احدیت و واحدیت، بسان ابن عربی و قیصری به ظهور اجمالی و تفصیلی اسماء نبوده و مستوای اسمای ذاتی، مرتبة احدیت و مستوای اسمای صفاتی، مرتبة واحدیت است. به این ترتیب، بسیاری از مسائل تابع ِ این دومرتبه، متمایز می‌شود.

عمدة نظرات امام درمورد احدیت را می‌توان در چند سطر به اختصار بیان نمود:

مرتبة احدیت، مرتبة وجوب و وجود بشرط لا نیست. بلکه ظهور وجود بشرط لا و مرتبة امکانی است.

در مرتبة احدیت، تمام اسماء و صفات مستهلک نیست؛ بلکه مستوای اسمای ذاتی است.

محیط‌ترین اسمای ذاتی در مرتبة احدیت،  اسم مستأثر است که ارتباط سرّی با وجه خاص اشیاء دارد و این ارتباط سرّی و لحظه به لحظه مؤید آن است که مرتبة احدیت، مرتبه علم تفصیلی ذاتی مع الاشیاء است، نه علم اجمالی ذاتی پیش از اشیاء.

بنابر نظر امام هیچ تجلی‌ای بدون تعین اسمی تحقق ندارد و هیچ اسم بدون مظهری وجود ندارد. بنابراین هرتجلی‌ای از تجلیات، مظهری دارد و اسم مستأثر ــ مرتبة غیبی اسم اعظم ـ  اولین تعینِ تجلی غیبی حق است که آن هم از این قاعده مستثنی نبوده و دارای مظهر است و مظهرآن بنیة احمدی و صادر اول است؛ از این رو علم به آن، اختصاص به حضرت ختمی مرتبت(ص) دارد.

درک اسمای ذاتی، مربوط به وجه پنجم قلب است که مخصوص انسان‌های کاملی است که قلب آنها وسعت درک تجلیات اسمای ذاتی را دارد و شهود اسمای ذاتی، فتح مطلق بوده و مخصوص ولیّ مطلق است.

 

 

منابع

-         آشتیانی، سید جلال الدین. (1370)  شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، چاپ دوم.

-         ابن بابویه، محمد بن علی. (1362)  الخصال، قم: جامعه مدرسین.

-         ابن عربی، محمد بن علی. (1370)  فصوص الحکم،  با تعلیقات ابوالعلاء عفیفی، تهران: انتشارات الزهراء، چاپ دوم.

-         ــــــــــــــــ . (بی تا)  الفتوحات المکیه (دوره 4 جلدی)، بیروت: دار صادر.

-         اردبیلی، سید عبدالغنی. (1385) تقریرات فلسفه امام خمینی (دوره 3 جلدی)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ دوم.

-         اسدی، احمد. (بهار 1382) «فیض اقدس و فیض مقدس»،  امام خمینی و اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی (مقالات عرفانی (1))، به کوشش کنگرة اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپخانة دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، چاپ اول.

-         امام خمینی، سید روح الله. (الف1373)  شرح چهل حدیث، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

-         ــــــــــــــــــ . (ب 1373) سرّ الصلوة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم.

-         ــــــــــــــــــ .  (1423ق)  شرح دعاء السحر، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم.

-         ــــــــــــــــــ .  (1378)  آداب الصلوة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم.

-         ــــــــــــــــــ . ( 1381) تفسیر سوره حمد، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ ششم.

-         ــــــــــــــــــ .   (1384) مصباح الهدایة الی الخلافةوالولایة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

-         ــــــــــــــــــ .  (1406ق) تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، تهران: م‍ؤسسه پاسدار اسلام، الطبعة الاولی.

-         ــــــــــــــــــ .  (1427ق)التعلیقة علی الفوائد الرضویة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، الطبعة الثالثة.

-         حسن‌زاده، حسن. (1378) ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.

-         خوارزمی، مولانا حسین به حسن (کمال‌الدین) (1379) شرح فصوص الحکم، تحقیق آیت‌الله حسن‌زاده آملی، قم: تبلیغات اسلامی حوزه علمیه.

-         رحیمیان، سعید. « اسماء الهی در جهان نگری عرفانی امام خمینی»، امام خمینی و اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی (مقالات عرفانی (1) )، به کوشش کنگرة اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپخانة دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، چاپ اول.

-         فنارى، محمد بن حمزه. (1374) ‏مصباح الأنس (شرح مفتاح الغیب)، تصحیح محمد خواجوى، ‏ تهران: مولى، چاپ اول.

-         قونوی، صدرالدین محمد بن اسحاق. (1375)  نفحات اللهیة، تصحیح محمد خواجوی، تهران: مولی، چاپ اول.

-         قیصری، داود.  (1363) شرح القیصری علی فصوص الحکم، قم: بیدار.

-         قیم، عبد النبی.  (1388) فرهنگ معاصر میانه (عربی فارسی) ، تهران: فرهنگ معاصر.

-         کلینی، محمدبن یعقوب. (1388) الاصول فی الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

 



[1] . استادیار دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز  e-mail:na.mostafavi@gmail.com                                                       

[2] .  عضو هیأت علمی دانشگاه تبریزe-mail:zaki170@iran.ir                                                                                

این مقاله در تاریخ 16/8/1392 دریافت و در تاریخ 23/9/1392 مورد تأیید قرار گرفت.

[3] . «و ان حقیقة الواجب هو الوجود لابشرط شیء و تعین و حیثیة تعلیلیة أو تقییدیة؛ فإن حقیقته هو الوجود الصرف و الخیر المحض و النور الخاص، بلاشوب عدم و اختلاط شّریه و غبار ظلمة» (امام خمینی 1423: 116) .

[4] . «انّ الوجود المفاض لیس له مهیـّة بل هو وجود محض متعلّق بالواجب تعالی و ربط محض و تعلّق صرف و معنی حرفی و بهذا یفرق بینه و بین الواجب تعالی فانّ الواجب قیّوم بذاته مستقلّ فی هویـّته و الوجود العامّ المتقوّم به ذاتاً صرف الاحتیاج و محض الفاقة» (امام خمینی 1406: 287).

[5] . «بل نقول: إن الوجودات بمراتبها السافلة و العالیة کلها مرتبطة بالوجه الخاص بالله تعالی بلا توسط شیء؛ فان المقید مربوط بباطنه و سرّه بالمطلق؛ بل هو عین المطلق، بوجه یعرفه الراسخون فی المعرفة. و کان شیخنا العارف الکامل، ادام الله ظلّه علی رؤوس مریدیه، یقول: إن المقید بباطنه هو الاسم المستأثر لنفسه؛ و هو الغیب الذی لایعلمه إلّا هو؛ لأن باطنه المطلق، و تبعینه ظهر لابحقیقته، فالکلّ حاضر عندالله بلاتوسط شیء. و من ذلک یعرف نفوذ علمه و سریان شهوده تعالی فی الأشیاء؛ ... الأسفل کالأعلی، بلا توسط شیء کما یقول المحجوبون. و لاتفاوت شدة و ضعفاً فی الظهور و الحضور عنده» (امام خمینی 1423: 121).

-         آشتیانی، سید جلال الدین. (1370)  شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، چاپ دوم.

-         ابن بابویه، محمد بن علی. (1362)  الخصال، قم: جامعه مدرسین.

-         ابن عربی، محمد بن علی. (1370)  فصوص الحکم،  با تعلیقات ابوالعلاء عفیفی، تهران: انتشارات الزهراء، چاپ دوم.

-         ــــــــــــــــ . (بی تا)  الفتوحات المکیه (دوره 4 جلدی)، بیروت: دار صادر.

-         اردبیلی، سید عبدالغنی. (1385) تقریرات فلسفه امام خمینی (دوره 3 جلدی)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ دوم.

-         اسدی، احمد. (بهار 1382) «فیض اقدس و فیض مقدس»،  امام خمینی و اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی (مقالات عرفانی (1))، به کوشش کنگرة اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپخانة دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، چاپ اول.

-         امام خمینی، سید روح الله. (الف1373)  شرح چهل حدیث، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

-         ــــــــــــــــــ . (ب 1373) سرّ الصلوة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم.

-         ــــــــــــــــــ .  (1423ق)  شرح دعاء السحر، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم.

-         ــــــــــــــــــ .  (1378)  آداب الصلوة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم.

-         ــــــــــــــــــ . ( 1381) تفسیر سوره حمد، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ ششم.

-         ــــــــــــــــــ .   (1384) مصباح الهدایة الی الخلافةوالولایة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

-         ــــــــــــــــــ .  (1406ق) تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس، تهران: م‍ؤسسه پاسدار اسلام، الطبعة الاولی.

-         ــــــــــــــــــ .  (1427ق)التعلیقة علی الفوائد الرضویة، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، الطبعة الثالثة.

-         حسن‌زاده، حسن. (1378) ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.

-         خوارزمی، مولانا حسین به حسن (کمال‌الدین) (1379) شرح فصوص الحکم، تحقیق آیت‌الله حسن‌زاده آملی، قم: تبلیغات اسلامی حوزه علمیه.

-         رحیمیان، سعید. « اسماء الهی در جهان نگری عرفانی امام خمینی»، امام خمینی و اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی (مقالات عرفانی (1) )، به کوشش کنگرة اندیشه‌های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپخانة دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، چاپ اول.

-         فنارى، محمد بن حمزه. (1374) ‏مصباح الأنس (شرح مفتاح الغیب)، تصحیح محمد خواجوى، ‏ تهران: مولى، چاپ اول.

-         قونوی، صدرالدین محمد بن اسحاق. (1375)  نفحات اللهیة، تصحیح محمد خواجوی، تهران: مولی، چاپ اول.

-         قیصری، داود.  (1363) شرح القیصری علی فصوص الحکم، قم: بیدار.

-         قیم، عبد النبی.  (1388) فرهنگ معاصر میانه (عربی فارسی) ، تهران: فرهنگ معاصر.

-         کلینی، محمدبن یعقوب. (1388) الاصول فی الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.