خلاصه ماشینی: "پرسشی که در این حوزه، بررسی آن بسیار تعیینکننده به نظر میرسد این است که اولا انقلاب اسلامی بر اساس چه عواملی یا متکی به چه پشتوانههای فکری شکل گرفت و ثانیا آن طرز تلقی از اسلام که توانست در این زمینه نقش ایدئولوژی انقلاب اسلامی را بازی کند آیا با طرز تلقی سنتی و رایج از اسلام سازگار بود یا نوعی بازاندیشی و نواندیشی دینی در میان بود؛ مثلا برداشت حضرت امام از اسلام را در این زمینه چگونه میتوان تحلیل کرد؟ مصباح یزدی: اصل ایده ولایت فقیه و اینکه در زمان غیبت امام معصوم(س) امور حکومتی به فقها ارجاع شود، ظاهرا در فقه شیعه هیچ مخالفی نداشته است. حالا سؤال این است که اولا اگر مواردی را داشته باشیم که حضرت امام خارج از این چهارچوب قانون اساسی عمل کرده باشند ــ که ظاهرا مواردی هست ــ آنها را چگونه میتوانیم توجیه کنیم و چه توضیحی بدهیم؟ دوم اینکه بالاخره ذکر موارد را به عنوان حصر تام بگیریم یا صرفا احصای بعضی موارد که با بودن اصل ولایت مطلقه فقیه میتواند فراتر از آن هم مطرح باشد؟ موسوی بجنوردی: وقتی قانون اساسی وظایف را مشخص کرد و در پایان هم نگفت: «و غیره»، طبیعت قانوننویسی این است که این به معنای حصر است؛ یعنی همین موارد که ذکر شده و غیر از این نیست."